حسن سيد اشرفى
490
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
مشهور منطقى بوده و منطقيّون به عرض خاصّى كه لازمه و اثر بارز فصل بوده ، فصل مىگويند . و از آنجا كه فصل حقيقى موجودات ، قابل شناخت و دانستن نمىباشد ، لازمهء فصل را جاى فصل قرار مىدهند . 448 - دليل و شاهد بر اينكه عرض خاصّ يعنى لازمهء فصل را منطقيّون جاى فصل قرار مىدهند چيست ؟ ( و لذا ربّما . . . فى الحيوان ) ج : مىفرمايد : شاهد براى اينكه فصل حقيقى را نمىتوان شناخت و اينكه ناطق براى انسان ، فصل حقيقى نبوده بلكه عرض خاصّ و لازمهء فصل مىباشد آن است كه گاه دو امر لازم و دو خاصيّت فصل را كه هركدام نسبتشان با فصل مساوى بوده به جاى فصل قرار مىدهند . مثل حسّاس و متحرّك بالارادة در تعريف حيوان كه نسبت حساس با حيوان با نسبت متحرك بالاراده با آن يكسان است . و در تعريف حيوان گفته مىشود : « الحيوان نام حسّاس متحرّك بالارادة » كه در اينجا « نام » جنس بوده و « حسّاس » و « متحرّك بالارادة » از آثار و خواص حيوان است كه در جاى فصل براى حيوان قرار گرفته است . حال اگر « حسّاس » و « متحرّك بالارادة » فصل بودند براى حيوان و نه عرض و لازمهء فصل ، آنوقت لازم مىآيد كه يك ماهيّت داراى دو فصل مميّز كه ذاتى آن بوده باشد و حال آنكه هر ماهيّتى يك فصل مىتواند داشته باشد . 449 - از اينكه فصل حقيقى را نمىتوان شناخت و اينكه ناطق ، فصل حقيقى نبوده چه نتيجهاى مىتوان گرفت ؟ ( و عليه . . . فى مثل النّاطق ) ج : مىفرمايد : بنا بر اينكه ناطق فصل حقيقى براى انسان نباشد اشكالى نخواهد داشت كه مفهوم شىء در مثل « ناطق » اخذ شود . هرچند مفهوم شىء ، عرض عامّ براى انسان بوده و نه اينكه فصل مقوّم آن باشد . 450 - اگر مفهوم شىء ، عرض عامّ بوده و داخل در معناى ناطق باشد با وجود عرض عامّ بودن چگونه از خواصّ بارز انسان مىباشد ؟ ( فانّه و ان . . . اظهر خواصّه ) ج : مىفرمايد : مفهوم شىء اگرچه عرض عامّ براى انسان مىباشد ولى وقتى آن را مقيّد